فروشگاه اینترنتی آهنگ سرا


www.ahangsara.com
 
 


آدرس جدید مجله آهنگ سرا


www.ahangsaramag.com


 
 



 

Menu

صفحه اصلي
زندگى و آثار شوئنبرگ چاپ پست الكترونيكي


هارمونى هاى نامتعارف


 برای آلبوم های شوئنبرگ
      click here

نویسنده: طاها پیشوا، روزنامه شرق

«آرنولد شوئنبرگ» به تاريخ سيزدهم سپتامبر سال ،۱۸۷۴ در يك خانواده يهودى چشم به جهان گشود. شهر زادگاه او يعنى وين پيش از او بزرگان بى شمارى به دنياى موسيقى هديه كرده بود. شوئنبرگ برخلاف بسيارى از آهنگسازان سرشناس كه از همان ابتدا تحصيلات خود را در آكادمى و زير نظر استادان متخصص امر آموزش، گذرانده بودند، به شكل خودآموز شروع به خواندن و يادگيرى فن آهنگسازى كرد. البته در بعضى شاخه هاى اين علم ناچار بود از راهنمايى هاى افراد باتجربه تر از خود نيز يارى بگيرد. به اين ترتيب در مسير كسب تسلط به فن كونترپوان (Conterpoint) مدتى نزد آهنگساز برجسته اتريشى يعنى آلكساندر زملينسكى تحت آموزش قرار گرفت.


پيشرفت شوئنبرگ در موسيقى به رغم عدم برخوردارى از امكانات متعارف موجود در دانشگاه ها و كنسرواتورهاى موسيقى چشمگير بود تا جايى كه وى در سن بيست و پنج سالگى يعنى در سال ۱۸۹۹ اولين قطعه موسيقى حائزاهميت خود را به اتمام رساند. نام اين اثر «شب شگفت» نام داشت كه براى اجرا توسط شش ساز زهى در نظر گرفته شده بود. در همين دوران رابطه شوئنبرگ با خانواده زملينسكى گسترش پيدا كرده بود و فرد فرد خانواده زملينسكى، شوئنبرگ را همچون فردى متشخص و صاحب قريحه پذيرفته بودند. شوئنبرگ در سال ۱۹۰۱ با «ماتيلده زملينسكى»، خواهر آلكساندر، ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند بود.

خانواده شوئنبرگ براى گذران زندگى با مشكلات عديده اى روبه رو بودند كه اين وضعيت براى خانواده اى كه مى خواست از طريق فعاليت هاى فرهنگى كسب درآمد كند، دست كم در آن روزگار، مسئله نادرى نبود. آن دو در نهايت مجبور شدند به شهر برلين نقل مكان كنند كه در آنجا شوئنبرگ براى گذران امور به كار تنظيم «اپرت»هاى ديگر آهنگسازان براى اركستر مى پرداخت. البته در اين ميان سازماندهى يك اركستر كاباره اى را نيز برعهده داشت. شايد در آن دوران كسى حتى نمى توانست تصور كند كه اين مسئول اركستر كاباره اى سال ها بعد چنان انقلابى در موسيقى قرن بيستم به پا كند كه تمام دانشكده ها و آكادمى هاى موسيقى سراسر جهان، سرفصل هاى تدريس موسيقى معاصر را همگام با مفاهيم بديع موسيقى شوئنبرگ تنظيم كنند.

در سال ،۱۹۰۳ شوئنبرگ به قصد تدريس موسيقى به وين رجعت كرد. در همين ايام بود كه وى با دو تن از نامدارترين شاگردان سال هاى بعدش يعنى «آلبان برگ» و «آنتون وبرن» كه هر دو اتريشى بودند آشنا شد. اين آشنايى سرانجام به يك دوستى بسيار عميق بدل شد. شوئنبرگ در آثار اوليه اش دائماً از هارمونى هاى نامتعارف و غريبه بهره مى گرفت و اين رويكرد سرانجام به موسيقى آتونال و كلاً «آتوناليته» انجاميد. بى شك موسيقى آتونال در ابتداى امر چندان به گوش بسيارى از موسيقى شناسان معاصر شوئنبرگ خوش نمى آمد. همين امر باعث شد تا بر سر اولين اجراى دوكوارتت زهى نخست وى يعنى در سال هاى ۱۹۰۵ و ۱۹۰۸ آشوبى به پا شود.

البته ما با مراجعه به تاريخ موسيقى به وضوح درخواهيم يافت كه هرگاه، منصفى خواسته است تا اثرى بديع كه تا بدان زمان سابقه نداشته، تصنيف كند همواره با خشم و انتقاد شديد بسيارى از صاحبنظران و شنوندگان و حتى ديگر موسيقيدانان روبه رو شده است. وضعيت آثار اوليه شوئنبرگ را نيز نبايد از اين قاعده مستثنا دانست. آثار نامتعارفى كه وى مى ساخت همواره موجب مى شد تا از سوى ديگران مورد اذيت و آزار و حتى تهمت و شكنجه روحى قرار گيرد. شوئنبرگ در اين گير و دار، ناخواسته، علاوه بر موسيقى، به نقاشى پناه برد و به همراه جمعى ديگر از هنرمندان نقاش، نمايشگاهى از آثار نقاشى خود برپا كرد. اين دسته از نقاشان كه وى را همراهى مى كردند، معمولاً گروهى از اعضاى ثابت حلقه نقاش روس «واسيلى كاندينسكى» بودند.

                           

                                                     روی عکس آلبوم ها کلیک کرده وارد فروشگاه شوید

در سال ۱۹۱۱ كه مصادف است با انتشار كتاب «نظريه هارمونى» توسط شوئنبرگ، وى سمتى را براى تدريس در برلين پذيرفت. اين دوره از اهميت خاصه در سير تحول خلاقه شوئنبرگ برخوردار است چرا كه او در همين زمان يكى از تاثيرگذارترين ساخته هاى خود را تصنيف كرد: «پى يروى ماه گرفته»!


در سال ،۱۹۱۵ آرنولد شوئنبرگ به وين بازگشت. رخداد جنگ جهانى اول از يك سو و از سوى ديگر تحقيقات گسترده و وسيع شوئنبرگ در جهت نيل به روشى در وحدت بخشيدن توسط منطقى واحد، موجب شد تا ميان سال هاى ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳ او فعاليت گسترده اى در عرصه آهنگسازى نداشته باشد. اين دوره كه قريب به يك دهه به طول انجاميد به سال هاى انفعال شوئنبرگ مى توان تشبيه شان كرد؛ سال هايى كه مى توانست آثار زيادى از سوى اين مصنف به ساحت موسيقى هديه شود.

معهذا توانست صورت بندى نهايى خود در آهنگسازى را كه طى اين سال ها فرموله كرده بود، به اتمام برساند، دستاوردى كه شايد در طول قرن بيستم نتوان نظيرى برايش يافت. البته در همين سال مرگ ماتيلده همسر شوئنبرگ نيز رخ داد كه بى شك ضربه روحى شديدى محسوب مى شد. با تمام اين وجود شوئنبرگ يك سال بعد يعنى در سال ۱۹۲۴ در پى ملاقات با «گرترود كوليش» خواهر ويولنيست مشهور اتريشى «رودولف كوليش» با وى ازدواج كرد.

در سال ۱۹۲۵ در پى دعوتى كه از شوئنبرگ براى پذيرش سمتى براى تدريس در آكادمى هنرهاى زيباى برلين به عمل آمد، بالاخره وى شغلى درخور توجه كه امنيت خاطر او و خانواده اش را فراهم مى كرد به دست آورد. او بى هيچ درنگى دعوت مذكور را پذيرفت و از آن پس توانست با دغدغه خاطر كمترى به امور خلاقه در موسيقى بپردازد و به همين ترتيب ما شاهديم كه از همان زمان به بعد، مهمترين آثار شوئنبرگ كه تا به امروز نيز اهميت خود را حفظ كرده اند، يكى پس از ديگرى پا به عرصه وجود مى گذارند. آثارى كه اغلب آنها برخاسته از صورتبندى دوازده نتى هستند كه چندى پيش از آن، شوئنبرگ بدانها دست يافته بود و آن را دستمايه آثار بعدى اش قرار داد.

در سال ،۱۹۳۲ يعنى در همان سالى كه فرزند دختر اين زوج به دنيا آمده بود، شوئنبرگ بالاخره توانست پرده دوم از اپراى «موسى و هارون» را به اتمام برساند. اين اپرا سال ها بعد به عنوان يكى از ساخته هاى شاخص شوئنبرگ درآمد و يادداشت هاى مفصلى درباره اش به رشته تحرير درآمد. شوئنبرگ به همراه خانواده اش در سال ۱۹۳۳ از بيم رژيم نازى به پاريس گريختند و در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه براى برخوردارى از امنيت و آسايش و جهت آنكه از دسترس فاشيست ها به طور كامل در امان باشند مى بايست به ايالات متحده نقل مكان كنند. اين اتفاق در سال ۱۹۳۴ افتاد و خانواده شوئنبرگ به آمريكا مهاجرت كردند. در همان هنگام آرنولد توانست در بوستون سمتى آموزشى را برعهده گيرد و متعاقباً سال بعد شوئنبرگ به جهت ملاحظاتى در وضعيت سلامتى اش به شهر لس آنجلس تغيير مكان داد. بالاخره در همين شهر آخرين، دو فرزند خانواده چشم به جهان گشودند. در سال ،۱۹۳۵ شوئنبرگ به مدت يك سال به عنوان استاد مهمان در دانشگاه كاليفرنياى جنوبى به تدريس پرداخت و پس از آن يعنى در سال هاى ميان ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۴ وى در دانشگاه لس آنجلس در سمت استادى به فعاليت مشغول بود تا اينكه بالاخره به تابعيت ايالات متحده درآمد.

از سال ،۱۹۴۶ شوئنبرگ به كرات با بيمارى دست و پنجه نرم كرد. در همين سال فشار حاصل از بيمارى بر بدن وى به اوج خود رسيد تا اينكه حتى در يكى از مواقع اوج بيمارى، قلب شوئنبرگ براى لحظه اى از تپش بازايستاد. اين اتفاق كه ذهن آهنگساز را بسيار تحت تاثير قرار داد موجب شد تا وى بازتاب آن لحظه بازايستادن قلب را در تريو زهى خود كه در سال ۱۹۴۶ پس از طى دوره بهبودى تصنيف شده، بازتوليد كند. شوئنبرگ حتى پس از بازنشستگى به تدريس و تصنيف ادامه داد تا بالاخره در تاريخ سيزدهم جولاى سال ۱۹۵۱ چشم از جهان فروبست تا يكى ديگر از چهره هاى تاثيرگذار در موسيقى قرن بيستم به تاريخ بپيوندد، همان طور كه بسيارى از پيشينيان وى چنين شده بودند.

طاها پیشوا، شرق

آخرين بروز رساني ( ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ )
 
< قبل   بعد >
© %۱۳۸۹ Ahangsara Magazine
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.